مصائب زنان از نگاه کارتونیست افغان

در پی بازگشت طالبان به قدرت در سال گذشته، هزاران تن از ترس آن‌ها از کشور گریختند که سید محمد حسینی کارتونیست افغان هم یکی از آن‌هاست. این هنرمند ۲۹ ساله که اکنون در آلمان پناه گرفته است، می‌گوید که می‌ترسید طالبان او را به خاطر کار با دولت در زمان اشرف غنی هدف بگیرند.

آثار او زنانی مطمئن و رنگارنگ را در نقش‌های مهم در جامعه به تصویر می‌کشید: ورزشکار، داکتر، معلم، انجنیر، و آفیسر. اما حاکمان جدید افغانستان زنان را از نگاه دیگری می‌بینند، و مدام در حال حذف زنان از جامعه و کوتاه کردن دست آن‌ها از نقش‌های عمومی بوده‌اند.

طالبان این سرکوب را با شریعت توجیه می‌کنند، گرچه تنها دولت اسلامی هستند که زنان را از تحصیل منع کرده است. برای همین هم بیشتر کشورهای مسلمان از محدودیت‌های طالبان علیه زنان انتقاد کرده‌اند.

پیش از اشغال طالبان، هنرِ حسینی به سبک دیزنی شباهت داشت: شخصیت‌های خیالی با لبخندهای گیرا و چشمان گشاده. او زنان را امیدوار و مطمئن به‌نفس و هدفمند نشان می‌داد که معمولا لباس‌هایی با رنگهای سرخ و سبز و سیاه همرنگ پرچم افغانستان به تن داشتند.

اما حالا هنر چشمگیر حسینی پر است از چهره‌های غمگین و بی‌روح که گرفتار هرج و مرج هستند ‌ــ‌ زیر باران‌های تند و مردان مخوفی که تمام فضا را اشغال کرده‌اند.

خودش می‌گوید: می‌توانید اختلاف بین هنر من قبل و بعد از اشغال طالبان را ببینید. مثل شب و روز با هم فرق دارند.

در یکی از کارتون‌های او که بهار امسال در اینستاگرام منتشر شد، چندین مرد زنی را محاصره کرده‌اند و با سلاح‌هایی در دست، حجاب را به زور بر سر او می‌کشند. رنگ‌های بیروح‌شان در تقابل آشکار با رنگ‌های روشن زن است. زن غمگین است اما محکم و راسخ به کتاب‌هایش چسبیده است.

حسینی این کارتون را از محلی نامعلوم در افغانستان می‌کشید در حالی که می‌دانست جانش در خطر است، و این‌که نقاشی‌های بی‌پردهٔ او برخی را ناراحت می‌کند. اما او می‌گوید وظیفهٔ خود می‌داند تا صدای کسانی را که به خاطر حقوق زنان و آزادی تحصیل در افغانستان تلاش می‌کنند منعکس کند.

هنر او همچنین بازتابی‌ست از رنجی درونی که از واقعیات زندگی امروز مردم افغانستان ناشی می‌شود؛ مردمی که با فقر و قحطی فزاینده دست به گریبان هستند. می‌گوید: درد و رنج کشورم را احساس می‌کنم و سعی می‌کنم این عواطف را در هنرم به نمایش بگذارم.

به رغم یأس سنگین در آثار حسینی، او معتقد است که زنان قهرمانان افغانستان قدرت مقاومت و تاب آوردن دارند. می‌گوید: می‌خواهم صدای زنان افغانستان را برسانم و حقیقت آن‌چه بر زنان کشورم می‌رود را نشان دهم.

‌‌

سفر در افغانستان برای پیگیری علاقه شخصی

حسینی استعداد هنری خود را در بچگی کشف کرد و از آن به عنوان مفری از صداهای اطراف خود که پر بود از خشونت استفاده می‌کرد. می‌گوید: کودک بودن در افغانستان سخت است. شما همان حقوق و آزادی‌های کودکان جاهای دیگر دنیا را ندارید.

آن‌چه که به عنوان سرگرمی شروع شد به اشتیاقی بدل شد که بیشتر روزهای او را صرف می‌کرد. او سال ۲۰۱۴ از ولایت سرپل به بلخ رفت تا یک کورس در هنر دیجیتال را بگذراند. اما اشتیاق شدید او فراتر از گذارندن یک کورس ساده بود. او به آثار کمیک هنرمندانی مثل کلی مان نگاه می‌کرد و الهام می‌گرفت. خودآموزهای یوتیوب از هنرمندان دیجیبتال مثل راس تران و سام یانگ هم به حسینی کمک کرد تا تکنیک‌های رنگ‌آمیزی خود را تقویت کند.

حسینی بعد از تکمیل کورس به کابل سفر کرد و آن‌جا بود که هنر او مورد توجه وزارتخانه‌های دولتی قرار گرفت.

شب سقوط کابل

اولین پوستر دیجیتالی حسینی را دفتر مطبوعاتی ارگ ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۱۹ سفارش داد که بخشی از کمپین محکوم‌سازی خشونت علیه زنان در افغانستان بود.

همزمان که او سفارش‌های بیشتری برای نشان دادن زنان مطمئن در سِمت‌های قدرتمند دریافت می‌کرد، طالبان در حالی پیشروی به سوی کابل بودند.

او شبی که طالبان ارگ ریاست‌جمهوری را تصرف کردند به وضوح به یاد می‌آورد، چون در همان محل مشغول کار بود. می‌گوید: وحشتانک بود، وقتی از محل ارگ بیرون رفتم همه در حال فرار و جیغ زدن بودند. مثل یک فیلم ترسناک بود. مثل این‌که زامبی‌ها به شهر آمده باشند.

در میانهٔ صدای گلوله و بلوا، او توانست از آن محل فرار کند و چهار ساعت طول کشید تا شب به خانه برسد. در روزهای بعد، خانواده او جای خود را عوض می‌کردند و او مشغول پاک کردن عکس‌های شخصی از حساب‌های خود در شبکه‌های اجتماعی بود.

یکی از دوستانش که از سوی طالبان بازداشت شد به او گفت که آن‌ها یکی از نقاشی‌های او را در موبایلش دیده‌اند و از او پرسیده‌اند که چه کسی این عکس‌ها را کشیده است. حسینی که از نزدیک با دولت کار کرده بود، می‌دانست که طالبان او را هدف خواهند گرفت: مخفی شدم، و سه هفته هر روز گریه می‌کردم. باورم نمی‌شد که چه اتفاقی بر سر کشورم افتاده است.

از ترس تلافی طالبان، او یک سال در تلاش بود تا از افغانستان خارج شود. و از روی استیصال با قاچاقچیانی تماس گرفت که پیشنهاد قاچاق او به ایران را دادند. اما بالاخره توانست به پاکستان برود و چند ماه پیش خود را به آلمان رساند.

اهداف هنری تازه

بعد از ورود به برلین به عنوان پناهنده، حسینی روزی چهار ساعت طراحی می‌کند و دیالوگ آنلاین خود درباره حقوق زنان در افغانستان را حفظ می‌کند. او معمولا با استفاده از هشتگ‌هایی چون LetAfghanGirlslearn یا DontforgetAfghanistan پست می‌کند.

می‌گوید: قبلا معمولا از هنرم برای جلب توجه مردم خارج از افغانستان استفاده می‌کردم، اما حالا برای امید دادن به افغان‌ها هم نقاشی می‌کنم.

هر چند حسینی می‌گوید چون با محیط جدید خو گرفته است این روزها ذهنش آرام‌تر است، هنوز شب‌ها به دوستان و فامیلش در افغانستان فکر می‌کند. می‌گوید: در افغانستان از نظر دولت فعلی اشکالی ندارد زنان در خیابان تا نیمه‌شب گدایی کنند اما نباید به مکتب یا دانشگاه بروند. این واقعیت برای من شوکه کننده است. نمی‌توانم ساکت بمانم.


Posted

in

by

Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *